بازار سرپوشیدهی تبریز، وسیعترین مجموعه بههمپیوستهی آجری در تمام جهان است که شامل ۵ هزار و ۵۰۰ حجره، ۲۵ تیمچه، ۲۰ راسته، ۳۵ سرا و امکاناتی مانند حمام، مدرسه، کاروانسرا و مسجد است که علیرغم قدمت هزار ساله آن، همچنان سرزنده و پابرجاست و به عنوان یکی از مهمترین مراکز خرید و فروش در شمال غرب ایران شناخته میشود؛ بازاری که نهتنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر اجتماعی و سیاسی نیز اهمیت ویژهای دارد و درسهای بسیاری به اصناف جوان در خصوص تجارت توام با انصاف و مسئولیتپذیری آموخته و مکتب اقتصادی تبریز را پدید آورده است.
️بازار تبریز قرنهاست نبض معیشت مردم آذربایجان را در دست دارد.
به گزارش اتاق بازرگانی تبریز، تاریخ تمدن و تجارت در کشورهای شرقی با ردّپایی از سازههای آجری و سقفهای ضربی گِرِه خورده است که هر کدام حکایتی از پایداری و مبادلات تجاری دارند، اما در میان این بناهای عظیم، بازار تاریخی تبریز جایگاهی منحصر به فرد دارد، نه صرفاً به خاطر معماری باشکوهش بلکه، بیش از هر چیز به سبب نقش محوریاش در حیات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران در گذر قرنها.
سخن از بازار تاریخی تبریز، فراتر از شرح یک شاهکار میراث جهانی است؛ سخن از سرچشمهی هویت اقتصادی ملت دیار آذربایجان است که همواره نیازمند ارتباط با جهان بوده و تبریز، شهری است که در بستر این بازار عظیم متولد شد، رشد کرد و به جایگاه یک مرکز ثقل در مشرق زمین دست یافت بنابراین این مجموعه سرپوشیده و به هم متصل، نه فقط محلی برای توزیع کالا بلکه مدرسه تجارت و بنیان نهادهای مدنی بود؛ جایی که نهادهای مردمی و معتمد مردم در دل ساختار تجاری جای گرفت و نظم اجتماعی را شکل داد و انصاف را به همگان آموخت.
بازار تاریخی و جهانی تبریز فراتر از یک فضای داد و ستد اقتصادی، همواره نهادی تاثیرگذار در شکلدهی به مناسبات اجتماعی و فرهنگی این شهر بوده است؛ بازاری که قرنها نبض معیشت مردم آذربایجان را در دست داشته و در بزنگاههای حساس تاریخی، از بحرانهای اقتصادی گرفته تا تحولات اجتماعی، نقش خود را صرفاً در قالب یک مجموعهی صنفی ایفا نکرده، بلکه بهعنوان یک بازیگر مسئولیتپذیر در صحنهی عمومی ظاهر شده و عدل و انصاف را به شهروندان و مسافران به ارمغان آورده است، نکتهی جالب توجه در بازار تاریخی تبریز این است که علاوه بر انجام داد و ستد امروزی، تمام جنبههای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی خود را حفظ کرده و یک مکتب اقتصادی چندمنظوره و کامل را بهوجود آورده است، حتی مثال معروفی وجود دارد از پیرمردی در بازار تبریز که هر صبح نصف قیمت روز، میوهی توت میفروخت، ولی تا پایان روز تمام مغازههای اطراف خالی از مشتری بودند زیرا اکثر مشتریان از این نوع انصاف رضایت داشتند و همان یکبار خرید را به چندین خرید تبدیل میکردند.
تبریز از قدیمالایام علاوه بر یک شهر مذهبی، طلایهدار اقتصاد و تجارت ایران بوده است به طوری که اصناف و کسبهی بازار تاریخی شهر تبریز به صورت افتخاری در مکتب اقتصاد تبریز نقش داشته و ترویج انصاف و انسانیت را سرلوحهی امور خود قرار دادهاند و از آن زمان، این بدعت خداپسندانه در خدمت به محرومان و مستضعفان سینه به سینه تا به امروز رسیده و در بطن جوانان بازاری نیز ریشه دوانیده است.
بازار تاریخی تبریز میراث گرانبهایی است که بر پایهی اعتماد، انصاف و مسئولیتپذیری نهاده شده و اصناف و کسبهی آن از قدیمالایام به حمایت از مستمندان و نیازمندان معروفند. از سوی دیگر این پهنهی تجاری تنها یک مرکز تجاری نیست، بلکه تجلی یک مکتب اقتصادی است که طی دهههای متمادی با پیوند عمیق با جامعه شکل گرفته و امروزه به الگویی تبدیل شده است که میتواند در شرایط امروز الهامبخش بازسازی روابط اقتصادی و اجتماعی باشد.
از بطن بازار تاریخی تبریز موسسات خیریهی بسیاری تاسیس شدهاند که پیشقراول عدل و انصاف در تجارت بوده و دست و دل بازی را به بسیاری از مردمان سایر بلاد آموختهاند و به راستی که افتخار بسیار بزرگی برای تبریز و آذربایجان محسوب میشوند؛ زیرا با رسیدگی به وضعیت زندگی و معیشت مردم نیازمند شهر و مسئولیتپذیری در خصوص مقابله با تکدیگری، اولینی دیگر برای تبریز خلق کردهاند. آنهم زمانی که خبری از ارگانهای حمایتگر به شکل امروزی نبود.
◾️بازاریان تبریز ۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برای فقرا هزینه کردهاند
مردم تبریز و آذربایجان به حکم دین مبین اسلام در کارهای خیرخواهانه گوی سبقت را از سایر مناطق ایران ربوده و در حوزهی تجارت نیز توانستهاند الگوی بزرگی در سطح کشور تبدیل شوند که نظیر آنها در کمتر جامعهای مشاهده شده است.
حسین آذرینسب از جمله معدود بازاریان تبریز است که یک عمر در راستای خدمت به فقرا و محرومان تلاش کرده و کولهباری از تجارب ارزنده در موضوع اهمیت مسئولیتپذیری اصناف و کسبهی اصیل بازار تاریخی تبریز را در چنته دارد.
این نیکمرد در سال ۱۳۲۱ در محلهی دوهچی کُهنشهر تبریز دیده به جهان گشود. در سال ۱۳۴۱ به خدمت سربازی رفته و و دو سال بعد به اتمام رسانده است. پدر و پدربزرگش به حرفهی تجارت فرش مشغول بودهاند و او نیز پس از اتمام خدمت در رکاب پدر در صنف فرش فعالیت کرده و این امر به صورت متوالی تا سال ۱۳۵۱ شمسی به طول انجامیده و سپس وارد امور خیریه شده است.
میگوید در آن سالها چند تن از افراد خیر، فداکار و از جانگذشته بااصالت بازار تبریز کمر همت بسته و در راستای حمایت از تهیدستان و مبارزه با گدایان حرفهای و غیربومی نسبت به تاسیس موسسهی خیریهی حمایت از مستمندان تبریز و قرضالحسنهی المهدی(عج) در خیابان دارایی اقدام کردند؛ زیرا از گسترش تکدیگری در سطح شهر متنفر و منزجر بودند.
آذرینسب در گفتگو با روابط عمومی اتاق تبریز، تشکیل این موسسه را با دو هدف اصلی جمعآوری متکدیان حرفهای و رسیدگی به وضعیت معیشتی نیازمندان واقعی بیان کرد و گفت: آن زمان وضعیتی پیش آمده بود که پنجشنبهی هر هفته جمعی از متکدیان حرفهای از شهرهای دور و نزدیک به یک قهوهخانه در ابتدای میدان کاهفروشان آمده و با تعویض لباس و ملبس شدن به جامهی سادات، در سطح معابر به امر شنیع متکدیگری میپرداختند و در بازار فرش نیز، اصناف مبالغی را زیر فرش برخی از حجرهها قرار میدادند تا قبح آن حفظ شود!
وی با اشاره به اینکه در تاسیس موسسهی حمایت از مستمندان تبریز در سال ۱۳۵۳ شمسی زندهیاد حاج محمود منیری، حاج مسیب چاروقچی، حاج محمد طرزمی، حاج رحیم گوگردچیان، حاج مختار صدر، حاج خلیل رضایی و حاج عباسعلی فاکر بهعنوان هیئتمدیرهی اولیه نقش داشتند، افزود: این مجموعه در حال حاضر ۲ هزار و ۷۰۰ خانوار را تحت پوشش خود داشته و با ۴ هزار نفر عضو در آزادی زندانیان جرائم مالی، تهیهی جهیزیه، تابلو تسلیت مجالس ترحیم، گوشت قربانی، حمایت از فقرا، مساعدت برای بیماران سرطانی، تامین اجارهخانهی خانوادههای بیبضاعت و ... مشارکت دارد.
آذرینسب اضافه کرد: تعدادی از بازاریان تبریز علاوه بر اینکه در حوزهی تجارت منصفانه پیشگام بوده و شهرهی عام و خاصاند در مسائل اجتماعی نیز مسئولیتپذیر هستند، بهطوری که تعدادی از خیرین اصیل تبریزی که بعداً به عضویت هیئت موسسین حمایت از مستمندان درآمدند، در سالهایی که نفت یافت نمیشد، هیزم و زغال در منازل تهیدستان توزیع کرده و ارزاق و اقلام معیشتیشان را نیز در سوز سرما تامین میکردند. کمااینکه هماکنون برخی از خیرین مکتب تبریز در قالب هیئت خیریهی جاننثاران و فاطمهالزهرا (س) نیز در تامین جهیزیهی زوجهای جوان نقش داشته و در کنار هم خاطرات لذتبخش و به یادماندنی را از دل بازار تاریخی تبریز رقم زدهاند.
این خیر بااصالت تبریزی با اشاره به اینکه در دو سال اخیر ۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برای فقرا هزینه شده و ماهانه نیز ۲۰۵ میلیون تومان هزینهی تامین نان برای خانوارهای نیازمند جمعآوری و تعلق میگیرد، تاکید کرد: عدهی کثیری از بازاریان اصیل تبریزی از سالهای دور آموختهاند که علاوه بر تامین هزینههای زندگی خود، احساس مسئولیت کرده و در تامین اقلام روزمرهی نیازمندان و تهیدستان نیز تلاش کنند و تعدادی نیز به انحای مختلف در امر تجارت و معاملات بازار، اصل انصاف را رعایت کرده و حتی به صورت رایگان به خانوادههای مستحق، مساعدت میکنند.
آذرینسب با تاکید بر اینکه مردم آذربایجان شیفتهی کمک به همنوع و منصف در معامله هستند، تا به مدد ۱۴ موسسهی خیریهی فعال، در این کُهنشهر متکدی به چشم نخورد، یادآور شد: در دو ماه اخیر و از زمان جنگ ۴۰ روزه، تاجران و اصناف بازار تبریز نیز با دشواریهای زیاد در حوزهی اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، اما باز هم کسبهی خیّر، فقرا و محرومان را فراموش نکردهاند.
◾️بیبرکتی پول شاید نتیجهی بیتوجهی برخیها به اخلاق و انصاف باشد
انصاف، کلیدواژهای است که شاید این روزها مقداری کمرنگ شده باشد، اما با کمی پُرسوجو میتوان نشانی از بازاریان اصیل تبریزی یافت که شاید از نظر برخیها تبلیغ و ریا باشد، ولی مانند حاجکاظم چایفروش در بازار صفی، حکایت از صداقتی دارد که این روزها به سختی میتوان رنگ و نشانی از آن یافت و بر آن دلخوش کرد که با ۸۱ سال سن، ۶۵ سال است که در بازار صفی مغازه دارد. وقتی از وی، علت وزن کردن پاکت خالی هنگام فروش چای را پرسیدند، گفت: وقتی فردی از من نیم کیلو چای میخواهد، اگر من پاکت را وزن کنم و به قیمت چای بفروشم این روا نبوده و انصاف نیست، به این خاطر پاکت را نیز وزن میکنم و حق مشتری هر چه باشد، میدهم وگرنه او، پاکت را میخواهد چکار کند؟!
بازار در عین حالی که میتواند محلی برای راه انداختن امور مردم و کسب رضایت خدا از این طریق باشد، همچنین میتواند کانونی مناسب برای تحرک و رفت و آمد ابلیس و شیاطین باشد که در این محل میتواند به مقاصد پلید خود برسد و طبیعتاً هر کس که آداب بازار را مراعات کرده و بازار و کسب آن را جز برای آخرت نخواهد، نهتنها بازار برای او شیطانی نمیشود، بلکه راه وصول او به کمال را همواره میسازد، اما بالعکس، برای کسی که زرق و برق دنیوی آن را از یاد خدا و آخرت غافل کرده و بدون توجه به انصاف و مسئولیتپذیری، دچار غفلت و گمراهی شوند، جایگاه شیطانی در پی خواهد داشت.
در گذر زمان نگرش کاسبان قدیم دربارهی مشتری بر پایهی چهار رکن اصلی شکل گرفت که منجر به ایجاد کاسبی با برکت میشد؛ نخستین رکن، ایمان قلبی به برکت الهی بود، زیرا اصناف و کسبهی قدیم باور داشتند، هرچقدر در معامله خالصتر برخورد کنند، آنگاه دعای خیر مشتری، ثروتی پایدار به همراه خواهد داشت.
دومین رکن، انصاف در قیمتگذاری بود؛ برخلاف روشهای امروزی که گاهی سود حداکثری هدف قرار میگیرد، بازاریان سنتی مایل بودند درصدی سود معقول بگیرند، تا مشتری هم دلگرم شود و بازگردد.
سومین رکن، دادن اعتبار یا همان نسیه بود؛ بسیاری از کاسبان قدیم، حتی به کسانی که پول نقد نداشتند، کالا میدادند و میگفتند هر وقت امکانش بود، بیا پرداخت کن، این تصمیم ریسکپذیر نشان از اهمیت نگرش کاسبان قدیم دربارهی مشتری داشت. آنها مشتری را عضوی از خانواده میدانستند و وفای به عهد را بالاتر از سودی میشمردند که ممکن بود همین امروز نصیبشان شود.
آخرین رکن، ارزشگذاری به ارتباط انسانی بود، به طوری که در دکانهای سنتی هر خرید با گفتگو شروع میشد، کاسب دربارهی حال و احوال زندگی مشتری میپرسید، از مشکلاتش مطلع میشد و گاهی حتی نصیحت یا دعایی برایش میکرد. چنین رفتار صمیمانهای، کاسبی با برکت را تثبیت میکرد؛ زیرا مشتری نه فقط برای کالا، بلکه برای تجربهای دوستانه بازمیگشت.
شاید این روزها این جمله را زیاد شنیدهایم که میگویند، پولها خیر و برکت ندارد، قطعاً اگر این جمله را به یک بازاری قدیمی بگوییم، خواهد گفت که بیبرکتی پول، نتیجهی پُشت کردن برخیها به اخلاق و انصاف است، بهویژه امروزه که ثبات قیمت، به یک آرزو تبدیل گشته و قیمت اکثر کالاهای اساسی خانوارها سر به فلک کشیده، از این رو اکثر خانوادهها در تأمین مایحتاج زندگی خویش با مشکلات ریز و درشتی دستوپنجه نرم میکنند و فقط بازاری اصیل متوجه قضیه میشود که چگونه باید در این وضعیت وانفسا باید به هر طریق ممکن به مدد و یاری مشتریان شتافته و تا حد امکان در تجارت منصف باشد.
گزارش: شهرام صادقزاده
عکس: ریحانه رضایی